<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: غزل ۰۰۵- دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را</title>
	<atom:link href="http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-5/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-5/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Tue, 07 Feb 2012 11:23:58 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: گلی اشرف مدرس</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-5/#comment-4527</link>
		<dc:creator>گلی اشرف مدرس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=555#comment-4527</guid>
		<description>درود بر شما نویسنده ی محترم معنای بیت آخر برای من قابل پذیرش نیست.به ویژه مصراع دوم؛ زیرا شیخ در دیوان حافظ هم ردیف زاهد و مفتی و ...است و چهره ای کاملا منفی دارد و این پاکدامنی باید استعاره ی تهکمیه باشد به معنی آلوده دامن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر شما نویسنده ی محترم معنای بیت آخر برای من قابل پذیرش نیست.به ویژه مصراع دوم؛ زیرا شیخ در دیوان حافظ هم ردیف زاهد و مفتی و &#8230;است و چهره ای کاملا منفی دارد و این پاکدامنی باید استعاره ی تهکمیه باشد به معنی آلوده دامن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شبنم</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-5/#comment-4381</link>
		<dc:creator>شبنم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=555#comment-4381</guid>
		<description>با سلام و تشکر وافر به خاطر ساخت این سایت جالب و مفید.
به نظرم شاید بشه در بیت 11 جام می رو به خاطر شکل صنوبریش و قرمز رنگیش به قلب عارف شبیه دانست  که عارف با مراجعه به قلبش میتواند همه ی اتفاقات عالم را ببیند و مشاهده کند و از احوال کائنات و روح و وجود خودش تنها و تنها با مراجع به قلبش با خبر شود!
فقط اگر لطف کنین و ارتباط آیینه ی سکندر با ملک داریوش رو برام شرح بدین واقعا ممنون میشم.
و...سوالی دارم شاید بی ارتباط اما...
من فرق بین استعاره و کنایه رو به درستی نمی دونم میشه برام توضیحش بدین؟و...با توجه به توضیحاتی که دادین آیا کیمیا میتونه ایهام داشته باشه(از خود کیمیا و خوش باشی و قانع بودن)؟
ممنون میشم هر وقت پاسخم رو دادین تو وبلاگم خبرم کنین تا بیام وببینم
با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام و تشکر وافر به خاطر ساخت این سایت جالب و مفید.<br />
به نظرم شاید بشه در بیت ۱۱ جام می رو به خاطر شکل صنوبریش و قرمز رنگیش به قلب عارف شبیه دانست  که عارف با مراجعه به قلبش میتواند همه ی اتفاقات عالم را ببیند و مشاهده کند و از احوال کائنات و روح و وجود خودش تنها و تنها با مراجع به قلبش با خبر شود!<br />
فقط اگر لطف کنین و ارتباط آیینه ی سکندر با ملک داریوش رو برام شرح بدین واقعا ممنون میشم.<br />
و&#8230;سوالی دارم شاید بی ارتباط اما&#8230;<br />
من فرق بین استعاره و کنایه رو به درستی نمی دونم میشه برام توضیحش بدین؟و&#8230;با توجه به توضیحاتی که دادین آیا کیمیا میتونه ایهام داشته باشه(از خود کیمیا و خوش باشی و قانع بودن)؟<br />
ممنون میشم هر وقت پاسخم رو دادین تو وبلاگم خبرم کنین تا بیام وببینم<br />
با تشکر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: davood</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-5/#comment-4376</link>
		<dc:creator>davood</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=555#comment-4376</guid>
		<description>باسلام /درپاسخ به خانم هروی : به نظر میرسد مرجع ضمیر تو همه ی آن طاعنانی است که بر  بد نامی دیگران (حافظ) خرده می گیرند وخود را نیک نام می انگارند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باسلام /درپاسخ به خانم هروی : به نظر میرسد مرجع ضمیر تو همه ی آن طاعنانی است که بر  بد نامی دیگران (حافظ) خرده می گیرند وخود را نیک نام می انگارند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رخساره هروی</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-5/#comment-3880</link>
		<dc:creator>رخساره هروی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=555#comment-3880</guid>
		<description>با سلام
سوالی دارم وآن اینکه در بیت هفتم مصرع دوم( گرتو نمی پسندی تغییر ده قضا را) مرجع ضمیر &quot;تو&quot; چه کسی هست؟
با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
سوالی دارم وآن اینکه در بیت هفتم مصرع دوم( گرتو نمی پسندی تغییر ده قضا را) مرجع ضمیر &#8220;تو&#8221; چه کسی هست؟<br />
با تشکر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شهرام</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-5/#comment-2667</link>
		<dc:creator>شهرام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=555#comment-2667</guid>
		<description>سلام 
بیت اول: من هر چقدر سعی میکنم لحنی پیدا نمیکنم که رابطه ی (صاحبدلان خدارا) رو در این بیت منوجه بشم.
دوستان اگر امکان داره توضیح بدین.
سوال بعدیم اینه که چه رابطه ای بین ابیات وجود داره؟ حتما رابطه ای هست وگرنه خیلی راحت میشه چند بیت رو حذف کرد یا جابجا کرد، چون هر کدوم به تنهایی معنی دارند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
بیت اول: من هر چقدر سعی میکنم لحنی پیدا نمیکنم که رابطه ی (صاحبدلان خدارا) رو در این بیت منوجه بشم.<br />
دوستان اگر امکان داره توضیح بدین.<br />
سوال بعدیم اینه که چه رابطه ای بین ابیات وجود داره؟ حتما رابطه ای هست وگرنه خیلی راحت میشه چند بیت رو حذف کرد یا جابجا کرد، چون هر کدوم به تنهایی معنی دارند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: اهورا</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-5/#comment-2184</link>
		<dc:creator>اهورا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=555#comment-2184</guid>
		<description>من به شخصه کشتی شکستگان را بیشتر می پسندم ، اما با توجه به سابقه ی حافظ و ترس او از سفر و به خصوص سفر با کشتی و از همان لحظه ی نشستن در آن،  می توان این ترس از سفر را برای او پیش بینی کرد و این که او از خدا خواسته باشد که به کمک باد موافق بتواند هر چه زودتر نزد محبوبش برگردد .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من به شخصه کشتی شکستگان را بیشتر می پسندم ، اما با توجه به سابقه ی حافظ و ترس او از سفر و به خصوص سفر با کشتی و از همان لحظه ی نشستن در آن،  می توان این ترس از سفر را برای او پیش بینی کرد و این که او از خدا خواسته باشد که به کمک باد موافق بتواند هر چه زودتر نزد محبوبش برگردد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شرح غزلهای حافظ 5 نوشته ی مسعود مصطفائی فر ( بی کس ) &#171; مجمر</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-5/#comment-2020</link>
		<dc:creator>شرح غزلهای حافظ 5 نوشته ی مسعود مصطفائی فر ( بی کس ) &#171; مجمر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=555#comment-2020</guid>
		<description>[...] ۶ آسودگی در این جهان و جهان آخرت توضیح و درک معنی این دو سخن است: [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] ۶ آسودگی در این جهان و جهان آخرت توضیح و درک معنی این دو سخن است: [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: قدرت عربزاده</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-5/#comment-1707</link>
		<dc:creator>قدرت عربزاده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=555#comment-1707</guid>
		<description>در آنجا که می فرماید کشتی شکستگانیم  می تواند کشتی نشستگان باشد نه آن که در میان دریا گرفتار شده باشد یا کشتی به گل نشسته باشد بلکه می تواند در همان ابتدای سفر و در ساحل باشد ولی انتظار آمدن باد مساعد است تا به سفر برود و درخواست دارد که به سلامت برود و به سلامت برگردد تا دوباره یار را در وطن ببیند و بعید هم نیست که درست باشد به هر صورت تفاسیر مختلف شعرهای حافظ از آن رو بسیار است که لسان الغیب است و شعرهایش تفاسیر مختلف را قبول می کند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در آنجا که می فرماید کشتی شکستگانیم  می تواند کشتی نشستگان باشد نه آن که در میان دریا گرفتار شده باشد یا کشتی به گل نشسته باشد بلکه می تواند در همان ابتدای سفر و در ساحل باشد ولی انتظار آمدن باد مساعد است تا به سفر برود و درخواست دارد که به سلامت برود و به سلامت برگردد تا دوباره یار را در وطن ببیند و بعید هم نیست که درست باشد به هر صورت تفاسیر مختلف شعرهای حافظ از آن رو بسیار است که لسان الغیب است و شعرهایش تفاسیر مختلف را قبول می کند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: peerooz</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-5/#comment-1705</link>
		<dc:creator>peerooz</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=555#comment-1705</guid>
		<description>جناب احمد علی ساعت نیا،
 با اجازه و فضولی ، شعر حافظ سمبولیک و آئینه ایست که هرکس صورت خود را در ان میبیند و از این روست که تفسیر های متفاوت داریم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جناب احمد علی ساعت نیا،<br />
 با اجازه و فضولی ، شعر حافظ سمبولیک و آئینه ایست که هرکس صورت خود را در ان میبیند و از این روست که تفسیر های متفاوت داریم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی قندیلی</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-5/#comment-1704</link>
		<dc:creator>علی قندیلی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=555#comment-1704</guid>
		<description>با سلام
دربیت ۱۲ این غزل &quot;خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند
 ساقی بده بشارت رندان پارسا را&quot; با توجه به معانی و تفاسیر شعر به نظر میرسد که عبارت صحیح &quot;ترکان پارسی گو&quot;  باشد.
 بنده بر خود فرض میدانم که از جمیع دوستان حافظ دوست تشکر بی پایان خود را معروض دارم  که حافظ نیز میگوید :&quot;مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
دربیت ۱۲ این غزل &#8220;خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند<br />
 ساقی بده بشارت رندان پارسا را&#8221; با توجه به معانی و تفاسیر شعر به نظر میرسد که عبارت صحیح &#8220;ترکان پارسی گو&#8221;  باشد.<br />
 بنده بر خود فرض میدانم که از جمیع دوستان حافظ دوست تشکر بی پایان خود را معروض دارم  که حافظ نیز میگوید :&#8221;مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

