<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: غزل ۲۷۷- فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش</title>
	<atom:link href="http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-277/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-277/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Tue, 07 Feb 2012 11:23:58 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: موسی</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-277/#comment-4429</link>
		<dc:creator>موسی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=274#comment-4429</guid>
		<description>گل شد (با ضمه) معنی گل بشود میدهد. آن حافظ شناس عزیز در اینجا به خطا رفته. 
حافظ اهل شیراز بوده. اگه سری به شیراز بزنید خواهید دید که هنوز هم مردم از فعل گذشته برای بیم یا امیدی در آینده استفاده می کنند. در سایر گویش ها هم مصادیق این مطلب دیده می شود. مثل این: تو گویی آن نردبان افتاد. یعنی بیم آن میرود که نردبان بیافتد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گل شد (با ضمه) معنی گل بشود میدهد. آن حافظ شناس عزیز در اینجا به خطا رفته.<br />
حافظ اهل شیراز بوده. اگه سری به شیراز بزنید خواهید دید که هنوز هم مردم از فعل گذشته برای بیم یا امیدی در آینده استفاده می کنند. در سایر گویش ها هم مصادیق این مطلب دیده می شود. مثل این: تو گویی آن نردبان افتاد. یعنی بیم آن میرود که نردبان بیافتد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: موسی</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-277/#comment-4428</link>
		<dc:creator>موسی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=274#comment-4428</guid>
		<description>ممنون از تذکر بجای شما. کل این غزل و بیشتر اشعار حافظ اشاره به حضرت دوست و اولیاء دین دارد. با دانستن این مهم فهم اشعار بسیار ساده تر و روان تر می شود و رندی حافظ بهتر درک می شود که چه زیرکانه بدون اینکه حساسیت مردم سفالین را برانگیزد از لعل و گوهر یکتای عالم سخن گفته.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون از تذکر بجای شما. کل این غزل و بیشتر اشعار حافظ اشاره به حضرت دوست و اولیاء دین دارد. با دانستن این مهم فهم اشعار بسیار ساده تر و روان تر می شود و رندی حافظ بهتر درک می شود که چه زیرکانه بدون اینکه حساسیت مردم سفالین را برانگیزد از لعل و گوهر یکتای عالم سخن گفته.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دکتر گمگشته</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-277/#comment-2478</link>
		<dc:creator>دکتر گمگشته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=274#comment-2478</guid>
		<description>صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه...
زاهدی اینگونه زود مست -که با قدری نوشیدن- عرقچینش را کج کرده است، دو جام دیگر بنوشد دستار و عمامه خود را نیز بر هم خواهد زد
اشاره دارد به اینکه صوفیان منطق دماغی که دم از تقوا و زهد می زنند، اگر به جرگه رندان و عاشقان درآیند چند دقیقه ای بیشتر نمی پایند و توان مستی عشق را نخواهند داشت و زود از خود بیخود خواهند شد. حافظ تاکید دارد که سالک عاشقی که راه رندی می داند بسیار بیشتر از صوفی و زاهد خودبین و جان دوست تاب مستی عشق را دارد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه&#8230;<br />
زاهدی اینگونه زود مست -که با قدری نوشیدن- عرقچینش را کج کرده است، دو جام دیگر بنوشد دستار و عمامه خود را نیز بر هم خواهد زد<br />
اشاره دارد به اینکه صوفیان منطق دماغی که دم از تقوا و زهد می زنند، اگر به جرگه رندان و عاشقان درآیند چند دقیقه ای بیشتر نمی پایند و توان مستی عشق را نخواهند داشت و زود از خود بیخود خواهند شد. حافظ تاکید دارد که سالک عاشقی که راه رندی می داند بسیار بیشتر از صوفی و زاهد خودبین و جان دوست تاب مستی عشق را دارد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دکتر گمگشته</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-277/#comment-2477</link>
		<dc:creator>دکتر گمگشته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=274#comment-2477</guid>
		<description>بر حذر باش که سر می شکند دیوارش...
اقتباس است از عشق حافظ در ایام جوانی بر خاتون جوان و بلند قامتی که همزمان با عبید زاکانی در شیراز می زیسته و این خاتون را شاعره دانسته اند با طبعی لطیف. اما این مصادف بوده با یورش امیر مبارزالدین تندخوی و به شدت متعصب موسس آل مظفر و از آنجایی که پدر این دختر در جنگ با وی کشته می شود و از اشراف شیراز به حساب می آمد، پسر عموی مبارزالدین که به ریاست نظمیه شیراز گماشته شده بود درخواست عقد این دختر زیباروی و تحصیل کرده شیرازی را از دائی وی نمود. دختر هر بار رد می کرد زیرا در مجالسی که عبید زاکانی -که از دوستان قدیم پدر مرحومش بود- بصورت مخفیانه برای شعر و ضیافت ترتیب می داد شرکت می کرد و با شمس الدین آشنا و علاقه مند به وی شده بود. رئیس نظمیه به موضوع پی می برد و دستور توبیخ و ضرب و حبس شمس الدین را به بهانه مرتد بودن و کافر شدن به دین اسلام صادر می کند و قصد جان وی می کند. بسیاری از غزلیات دوران شباب خواجه نیز بر گرد این ماجرای عشقی می گردد با حریفی قدر و قلدر که خوانندگان با دانستن آن به تعبیر بهتری از حال و احوال خواجه جوان دست خواهند یافت. الباقی حکایت است که شمس الدین بارها مخفیانه از گماشته های داروغه و عسس گذر کرد و غزلیاتش را به نوکران خاتون خویش می رسانید اما دوبار گرفتار آمد که یکبار اوباش نظمیه سر وی را به شدت در کوچه پشت باغی خاتون شکستند تا برایش درس عبرت گردد که نشد. بار دوم قصد اعدامش داشتند که خواجه محمد از بزرگان بازار شیراز پا در میانی کرد و در این گیر و دار دختر از شیراز گریخت و برای همیشه از تقدیر خواجه برون رفت. در این دوران شاه شجاع پسر امیرمبارزالدین، بر پدر شورید و او را برانداخت و عدل و داد را بار دیگر بر شیراز حاکم ساخت اما وا اسفا که خاتون خواجه از کفش برفت. این بیت اشاره به آن حادثه دارد و به طعنه می گوید که هر که طاووس خواهد جور هندستان و سر شکستن را در آن کوچه باید به جان بخرد!
مآخذ: قزوینی- غنی - قمشه ای - تاریخ بیهقی
با سپاس</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بر حذر باش که سر می شکند دیوارش&#8230;<br />
اقتباس است از عشق حافظ در ایام جوانی بر خاتون جوان و بلند قامتی که همزمان با عبید زاکانی در شیراز می زیسته و این خاتون را شاعره دانسته اند با طبعی لطیف. اما این مصادف بوده با یورش امیر مبارزالدین تندخوی و به شدت متعصب موسس آل مظفر و از آنجایی که پدر این دختر در جنگ با وی کشته می شود و از اشراف شیراز به حساب می آمد، پسر عموی مبارزالدین که به ریاست نظمیه شیراز گماشته شده بود درخواست عقد این دختر زیباروی و تحصیل کرده شیرازی را از دائی وی نمود. دختر هر بار رد می کرد زیرا در مجالسی که عبید زاکانی -که از دوستان قدیم پدر مرحومش بود- بصورت مخفیانه برای شعر و ضیافت ترتیب می داد شرکت می کرد و با شمس الدین آشنا و علاقه مند به وی شده بود. رئیس نظمیه به موضوع پی می برد و دستور توبیخ و ضرب و حبس شمس الدین را به بهانه مرتد بودن و کافر شدن به دین اسلام صادر می کند و قصد جان وی می کند. بسیاری از غزلیات دوران شباب خواجه نیز بر گرد این ماجرای عشقی می گردد با حریفی قدر و قلدر که خوانندگان با دانستن آن به تعبیر بهتری از حال و احوال خواجه جوان دست خواهند یافت. الباقی حکایت است که شمس الدین بارها مخفیانه از گماشته های داروغه و عسس گذر کرد و غزلیاتش را به نوکران خاتون خویش می رسانید اما دوبار گرفتار آمد که یکبار اوباش نظمیه سر وی را به شدت در کوچه پشت باغی خاتون شکستند تا برایش درس عبرت گردد که نشد. بار دوم قصد اعدامش داشتند که خواجه محمد از بزرگان بازار شیراز پا در میانی کرد و در این گیر و دار دختر از شیراز گریخت و برای همیشه از تقدیر خواجه برون رفت. در این دوران شاه شجاع پسر امیرمبارزالدین، بر پدر شورید و او را برانداخت و عدل و داد را بار دیگر بر شیراز حاکم ساخت اما وا اسفا که خاتون خواجه از کفش برفت. این بیت اشاره به آن حادثه دارد و به طعنه می گوید که هر که طاووس خواهد جور هندستان و سر شکستن را در آن کوچه باید به جان بخرد!<br />
مآخذ: قزوینی- غنی &#8211; قمشه ای &#8211; تاریخ بیهقی<br />
با سپاس</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رامین</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-277/#comment-2119</link>
		<dc:creator>رامین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=274#comment-2119</guid>
		<description>در مورد بیت ۶ خطاب به رهگذر باید بگم همینطوره اما خود حافظ هم رمزگونه صحبت میکنه برای اهل دل و اون که باید بفهمه میفهمه. به امید دیدار</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در مورد بیت ۶ خطاب به رهگذر باید بگم همینطوره اما خود حافظ هم رمزگونه صحبت میکنه برای اهل دل و اون که باید بفهمه میفهمه. به امید دیدار</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رضایی</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-277/#comment-1181</link>
		<dc:creator>رضایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=274#comment-1181</guid>
		<description>سلام راستش من از یه حافظ شناس در رابطه با بیت اول این شعر پرسیدم ایشون گفتن که همه این بیت رو اشتباه میخونن و گل شد(با ضمه)میخونن در صورتی که اگه گل یار بلبل بود دیگه فکر نداشت پس باید اینو با فتحه خوند یعنی  فکر بلبل همه آن است که گل شد(با فتحه)یارش و این درست تر است- ممنون از این همه زحمت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام راستش من از یه حافظ شناس در رابطه با بیت اول این شعر پرسیدم ایشون گفتن که همه این بیت رو اشتباه میخونن و گل شد(با ضمه)میخونن در صورتی که اگه گل یار بلبل بود دیگه فکر نداشت پس باید اینو با فتحه خوند یعنی  فکر بلبل همه آن است که گل شد(با فتحه)یارش و این درست تر است- ممنون از این همه زحمت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-277/#comment-1180</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=274#comment-1180</guid>
		<description>از تمام مسئولان و مدیران سایت کمال تشکر را می کنم بخاطر سایت زیبا پر محتوایشان
با سپاس فراوان</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از تمام مسئولان و مدیران سایت کمال تشکر را می کنم بخاطر سایت زیبا پر محتوایشان<br />
با سپاس فراوان</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رهگذر</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-277/#comment-1179</link>
		<dc:creator>رهگذر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=274#comment-1179</guid>
		<description>بیت 6 در باره ی امام زمان است ای کاش به آن اشاره می شد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بیت ۶ در باره ی امام زمان است ای کاش به آن اشاره می شد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

