غزل ۰۷۵- خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست

خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست تاب آن زلف پریشان تو بی چیزی نیست
از لبت شیر روان بود که من می‌گفتم این شکر گرد نمکدان تو بی چیزی نیست
جان درازی تو بادا که یقین می‌دانم در کمان ناوک مژگان تو بی چیزی نیست
مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق ای دل این ناله و افغان تو بی چیزی نیست
دوش باد از سر کویش به گلستان بگذشت ای گل این چاک گریبان تو بی چیزی نیست
درد عشق ار چه دل از خلق نهان می‌دارد حافظ این دیده گریان تو بی چیزی نیست

 

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Popularity: 1% [?]

بدون نظر

در صورت تمایل می‌توانید دیدگاه، پیشنهاد و یا مطلب ادبی خود را در زیر وارد نمایید.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید:

(لازم)

(لازم)


به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.