<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: غزل ۰۵۷- آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست</title>
	<atom:link href="http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-57/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-57/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sat, 28 Jan 2012 12:45:59 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: عرفانه</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-57/#comment-4004</link>
		<dc:creator>عرفانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=501#comment-4004</guid>
		<description>نه دیگه نشد  حافظ اگه سنی باشه چرا از اماما صحبت کنه ؟ چرا بگه بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید ؟؟؟  یا  چرا بگه حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق بدرقه رهت شود همت شحنه نجف ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من حتی روایاتی شنیدم که میگفتن حافظ سنیه و دیوانشو باز کردن و حافظ جواب دندون شکنی بهشون داده..................</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نه دیگه نشد  حافظ اگه سنی باشه چرا از اماما صحبت کنه ؟ چرا بگه بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید ؟؟؟  یا  چرا بگه حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق بدرقه رهت شود همت شحنه نجف ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من حتی روایاتی شنیدم که میگفتن حافظ سنیه و دیوانشو باز کردن و حافظ جواب دندون شکنی بهشون داده&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فخرالدین</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-57/#comment-3953</link>
		<dc:creator>فخرالدین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=501#comment-3953</guid>
		<description>سلام . 
خیلی ابتدایی لطفا با غزلیات حافظ برخورد نکنید . مگر اهل تسنن حضرت علی و امامان را کجا رد کردند که من سنی این همه کتاب خوندم جز تعریف این بزرگان چیزی را ندیدم . اهل تشیع هم برادران ما هستند ولی یقینا حافظ سنی بوده با دلیل محکمی که میگویم . برادران تشیع در نماز میت پنج تکبیر میگویند و اهل تسنن چهار تکبیر . حال ببینیم حافظ علیه الرحمه چه فرموده : من هماندم که وضو ساختم از چشمه عشق ؟ چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست ... خودتان معنی کنید بهتر است .  و دیگر اینکه غزل آن سیه ...در نعت رسول الله سروده شده . بعضی از عرفا از سر غیرت نام حضرت را نمیتوانستند به ظاهر استفاده کنند و با ایما و اشاره میگفتند . و در شعر حافظ شیرین دهنان به معنای انبیا است و شیرین سخنان عرفا هستند . فرموده : گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی / او سلیمان زمانست که خاتم با اوست ... بعدا در بیتی دیگر فرموده : خال مشکین که بدان عارض گندم گونست / سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست ... : باید در نعت حضرت رسول دیده باشید که میگویند سیمای مبارکش گندم گون بود و خال سعادتی بر روی مبارکش بود . وحافظ هبوط آدم به زمین را علتش را خال مبارک حضرت میداند . و در مورد کلمه سنگیندل  : چند معنا دارد : اولی اینکه انسان وقتی عاشق کسی است از نرسیدن به او و نیافتن حط کمال و وصال  ، همیشه در شکایت است وبه او اجازه هر چیزی را میدهند همانگونه که به شاعر اجازه دادند :  قاعده ( یجوز لشاعر ما لا یجوز 
لغیره ) آن اجازه ای که به شاعر داده شده به عوام و غیره نمیدهند . واین سنگیندل در عرفان معنایی دیگر دارد . سنگیندل یعنی ای اندر ناز و عشوه  و .... ناز هم یعنی کبر و غرور ... و معشوق هم از این لفظیات و کلمات یقینا وقتی از عاشقش میشنود خوشحال میشو این از فرط عشق و خواستن است . این بر عاشق حلال است و گناه محسوب نمیشود . و در جای دیگر شاه نجف که میگوید یقینا حضرت علی جزء پیران مرشدان روحانی عرفا بوده و هر کسی در مقام عرفان از او در بعضی مسایل مدد خواسته ... و سنی بودن حافظ معلوم است زیرا در جای دیگر فرموده : بهاء الحق والدین طاب مثواه / امام سنت و شیخ جماعت ... حتما شنیده اید که اهل تسنن را پیروان سنت و جماعت می نامند ... وحالا شاید بگویید خودش را که نگفته : خود را نگفته ولی طاب مثواه برای اهل تسنن تا بحال ندیدم یک تشیع بکار ببرد . ببخشید مزاحم شدیم .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام .<br />
خیلی ابتدایی لطفا با غزلیات حافظ برخورد نکنید . مگر اهل تسنن حضرت علی و امامان را کجا رد کردند که من سنی این همه کتاب خوندم جز تعریف این بزرگان چیزی را ندیدم . اهل تشیع هم برادران ما هستند ولی یقینا حافظ سنی بوده با دلیل محکمی که میگویم . برادران تشیع در نماز میت پنج تکبیر میگویند و اهل تسنن چهار تکبیر . حال ببینیم حافظ علیه الرحمه چه فرموده : من هماندم که وضو ساختم از چشمه عشق ؟ چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست &#8230; خودتان معنی کنید بهتر است .  و دیگر اینکه غزل آن سیه &#8230;در نعت رسول الله سروده شده . بعضی از عرفا از سر غیرت نام حضرت را نمیتوانستند به ظاهر استفاده کنند و با ایما و اشاره میگفتند . و در شعر حافظ شیرین دهنان به معنای انبیا است و شیرین سخنان عرفا هستند . فرموده : گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی / او سلیمان زمانست که خاتم با اوست &#8230; بعدا در بیتی دیگر فرموده : خال مشکین که بدان عارض گندم گونست / سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست &#8230; : باید در نعت حضرت رسول دیده باشید که میگویند سیمای مبارکش گندم گون بود و خال سعادتی بر روی مبارکش بود . وحافظ هبوط آدم به زمین را علتش را خال مبارک حضرت میداند . و در مورد کلمه سنگیندل  : چند معنا دارد : اولی اینکه انسان وقتی عاشق کسی است از نرسیدن به او و نیافتن حط کمال و وصال  ، همیشه در شکایت است وبه او اجازه هر چیزی را میدهند همانگونه که به شاعر اجازه دادند :  قاعده ( یجوز لشاعر ما لا یجوز<br />
لغیره ) آن اجازه ای که به شاعر داده شده به عوام و غیره نمیدهند . واین سنگیندل در عرفان معنایی دیگر دارد . سنگیندل یعنی ای اندر ناز و عشوه  و &#8230;. ناز هم یعنی کبر و غرور &#8230; و معشوق هم از این لفظیات و کلمات یقینا وقتی از عاشقش میشنود خوشحال میشو این از فرط عشق و خواستن است . این بر عاشق حلال است و گناه محسوب نمیشود . و در جای دیگر شاه نجف که میگوید یقینا حضرت علی جزء پیران مرشدان روحانی عرفا بوده و هر کسی در مقام عرفان از او در بعضی مسایل مدد خواسته &#8230; و سنی بودن حافظ معلوم است زیرا در جای دیگر فرموده : بهاء الحق والدین طاب مثواه / امام سنت و شیخ جماعت &#8230; حتما شنیده اید که اهل تسنن را پیروان سنت و جماعت می نامند &#8230; وحالا شاید بگویید خودش را که نگفته : خود را نگفته ولی طاب مثواه برای اهل تسنن تا بحال ندیدم یک تشیع بکار ببرد . ببخشید مزاحم شدیم .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: الهام</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-57/#comment-3828</link>
		<dc:creator>الهام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=501#comment-3828</guid>
		<description>خاندان یعنی اهل بیت
شحنه نجف هم کسی نیست جز امیرالمومنین
جز این چه تعبیر دیگه ای میشه براش به کار برد؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خاندان یعنی اهل بیت<br />
شحنه نجف هم کسی نیست جز امیرالمومنین<br />
جز این چه تعبیر دیگه ای میشه براش به کار برد؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: الهام</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-57/#comment-3827</link>
		<dc:creator>الهام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=501#comment-3827</guid>
		<description>اونایی که ادعا میکنن حافظ سنی مذهب بوده لطفا به ما بگن معنی این شعر حافظ چیه؟
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق 
بدرقه رهت شود همت شحنه  - نجف -</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اونایی که ادعا میکنن حافظ سنی مذهب بوده لطفا به ما بگن معنی این شعر حافظ چیه؟<br />
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق<br />
بدرقه رهت شود همت شحنه  &#8211; نجف -</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رضا</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-57/#comment-3803</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=501#comment-3803</guid>
		<description>کاملا با سیامک موافقم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاملا با سیامک موافقم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آشنا</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-57/#comment-3784</link>
		<dc:creator>آشنا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=501#comment-3784</guid>
		<description>با عرض سلام خدمت آقا سیامک و فریده خانم 
در این رابطه و دیدگاه خواهشمندم غزل شماره ۲۴۲ را بخوانید. متشکرم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام خدمت آقا سیامک و فریده خانم<br />
در این رابطه و دیدگاه خواهشمندم غزل شماره ۲۴۲ را بخوانید. متشکرم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: farideh</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-57/#comment-3768</link>
		<dc:creator>farideh</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=501#comment-3768</guid>
		<description>من هم با سیامک موافقم- خواهشا همه چیز رو به ائمه و اطهار و امام زمان ربط ندید- مفهوم این اشعار بسیار قوی تر و برتره- نباید ظاهربین بود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من هم با سیامک موافقم- خواهشا همه چیز رو به ائمه و اطهار و امام زمان ربط ندید- مفهوم این اشعار بسیار قوی تر و برتره- نباید ظاهربین بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیامک</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-57/#comment-3678</link>
		<dc:creator>سیامک</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=501#comment-3678</guid>
		<description>لطفا دوستان جواب بدهند که حافظ سنی مذهب چرا باید در مدح امام ١٢هم غزل بسراید؟
بعدشم خال مشکین و عارض گندم گون و چشم میگون و لب خندان را چە به حضرت مهدی.
توجە فرمائید اگر در مدح حضرت مهدی بود در اخر غزل ایشان را سنگیندل خطاب نمیکرد!!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لطفا دوستان جواب بدهند که حافظ سنی مذهب چرا باید در مدح امام ١٢هم غزل بسراید؟<br />
بعدشم خال مشکین و عارض گندم گون و چشم میگون و لب خندان را چە به حضرت مهدی.<br />
توجە فرمائید اگر در مدح حضرت مهدی بود در اخر غزل ایشان را سنگیندل خطاب نمیکرد!!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صمد</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-57/#comment-3350</link>
		<dc:creator>صمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=501#comment-3350</guid>
		<description>إز مهدی تشکر میکنم خیلی مفید بود جواب سؤالی را که مدتها در ذهنم بود پیدا کردم و همچنین إز الهام نیز سپاسگذارم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>إز مهدی تشکر میکنم خیلی مفید بود جواب سؤالی را که مدتها در ذهنم بود پیدا کردم و همچنین إز الهام نیز سپاسگذارم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: الهام</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-57/#comment-2671</link>
		<dc:creator>الهام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=501#comment-2671</guid>
		<description>باسلام
  من در مورد اینکه غزل ان سیه چرده که شیرینی عالم با اوست -   خطاب به چه کسی هست خیلی فکر کردم و به نظرم اومد که به    احتمال بسیار زیاد خطاب به امام زمان باشه. یکروز که به این موضوع فکر میکردم خیلی اتفاقی به ذهنم رسید که از خود حضرت حافظ بپرسم که این شعرو خطاب به چه کسی سروده! نیت کردم وبا کمال تعجب دیدم که این شعر اومد:
 بیا که رایت منصور پادشاه رسید -نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید
جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت-کمال عدل به فریاد دادخواه رسید
 .............. 
 کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل -بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باسلام<br />
  من در مورد اینکه غزل ان سیه چرده که شیرینی عالم با اوست &#8211;   خطاب به چه کسی هست خیلی فکر کردم و به نظرم اومد که به    احتمال بسیار زیاد خطاب به امام زمان باشه. یکروز که به این موضوع فکر میکردم خیلی اتفاقی به ذهنم رسید که از خود حضرت حافظ بپرسم که این شعرو خطاب به چه کسی سروده! نیت کردم وبا کمال تعجب دیدم که این شعر اومد:<br />
 بیا که رایت منصور پادشاه رسید -نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید<br />
جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت-کمال عدل به فریاد دادخواه رسید<br />
 &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..<br />
 کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل -بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

