غزل ۴۲۴- از من جدا مشو که توام نور دیدهای
| از من جدا مشو که توام نور دیدهای | آرام جان و مونس قلب رمیدهای |
| از دامن تو دست ندارند عاشقان | پیراهن صبوری ایشان دریدهای |
| از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک | در دلبری به غایت خوبی رسیدهای |
| منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان | معذور دارمت که تو او را ندیدهای |
| آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا | بیش از گلیم خویش مگر پا کشیدهای |
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
Popularity: 1% [?]
در صورت تمایل میتوانید دیدگاه، پیشنهاد و یا مطلب ادبی خود را در زیر وارد نمایید.


ارادت دارم خدماته آقا حافظ ا شیرازی ، کاشکی کمی از این ماءنویات رو هم ما ها داشتیم