<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: غزل ۴۱۱- تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو</title>
	<atom:link href="http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-411/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-411/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Sep 2010 10:00:39 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1-alpha</generator>
	<item>
		<title>با: احمد فرید بهمن</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-411/#comment-1998</link>
		<dc:creator>احمد فرید بهمن</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=135#comment-1998</guid>
		<description>با عرض سلام خدمت تمام اعضای محترم این سایت با اجازه شما میخواهم یک غزل در ینجاه بنوسم.
بوی بهار میدهد گیسوی مشک سای تو
پرده بدر کند ز راز چشم سخن سرای تو
حسن جهان و زندهگی پرتو ی نور آفتاب
جمله نظر کنم همی در نظری چو ماهی تو
من که ندارم ین توان عشق خود کنم بیان
کاش شود شبی عیان مهر تو و وفای تو
گر چه شباب عمر من زود گذشت از برم
باری دیگر شدم جوان از کرم وسخای تو
عمر من جمله گر صرف شود بدیدنت
سیر کجا شود چشم از قد سرو سای تو
کور شود چشم من گر نظری کند بغیر
جمله جهان یکی شود کی برسد بپای تو
قهر کنی و ترک من هیچ نکوئ گر سخن
باز  به  تو کند  سلام  بهمن  آشنای  تو.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام خدمت تمام اعضای محترم این سایت با اجازه شما میخواهم یک غزل در ینجاه بنوسم.<br />
بوی بهار میدهد گیسوی مشک سای تو<br />
پرده بدر کند ز راز چشم سخن سرای تو<br />
حسن جهان و زندهگی پرتو ی نور آفتاب<br />
جمله نظر کنم همی در نظری چو ماهی تو<br />
من که ندارم ین توان عشق خود کنم بیان<br />
کاش شود شبی عیان مهر تو و وفای تو<br />
گر چه شباب عمر من زود گذشت از برم<br />
باری دیگر شدم جوان از کرم وسخای تو<br />
عمر من جمله گر صرف شود بدیدنت<br />
سیر کجا شود چشم از قد سرو سای تو<br />
کور شود چشم من گر نظری کند بغیر<br />
جمله جهان یکی شود کی برسد بپای تو<br />
قهر کنی و ترک من هیچ نکوئ گر سخن<br />
باز  به  تو کند  سلام  بهمن  آشنای  تو.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید جواد</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-411/#comment-1057</link>
		<dc:creator>سید جواد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=135#comment-1057</guid>
		<description>سلام ممنون از این سایت جذاب. امیدوارم موفق و سلامت باشین.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام ممنون از این سایت جذاب. امیدوارم موفق و سلامت باشین.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: roya Moghaddas Hoffmeyer</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-411/#comment-1056</link>
		<dc:creator>roya Moghaddas Hoffmeyer</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=135#comment-1056</guid>
		<description>از یافته این تارنما بسیار بسیار خوش نود شدم سالها بود پی چنین چیزی میگشتم. دسته دست اندر کاران درد نکنه. با هزاران مهر میبوسمتان . رویا از دانمارک-</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از یافته این تارنما بسیار بسیار خوش نود شدم سالها بود پی چنین چیزی میگشتم. دسته دست اندر کاران درد نکنه. با هزاران مهر میبوسمتان . رویا از دانمارک-</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
