
افزودن به فهرست اشعار منتخب
غزل ۰۴۱- اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است
| اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است | به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است |
| صراحی ای و حریفی گرت به چنگ افتد | به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است |
| در آستین مرقع پیاله پنهان کن | که همچو چشم صراحی زمانه خونریز است |
| به آب دیده بشوییم خرقهها از می | که موسم ورع و روزگار پرهیز است |
| مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر | که صاف این سر خم جمله دردی آمیز است |
| سپهر برشده پرویزنیست خون افشان | که ریزهاش سر کسری و تاج پرویز است |
| عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ | بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است |
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
در صورت تمایل میتوانید دیدگاه، پیشنهاد و یا مطلب ادبی خود را در زیر وارد نمایید.
دیدگاهها
یه سوال برام پیش اومد
حافظ میگه: عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ / بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است… خب بغداد که از اول توی عراق بوده… مگه نه؟ پس عراق رو که به شعر خوش گرفتهٰ چرا باز میگه نوبت بغداد است؟ نکنه بغداد اون موقع منطقه آزاد محسوب میشده و جز عراق نبوده؟ یا دسترسی بهش سخت بوده؟ چی بوده بالاخره… حالا معصوم که نبوده… شاید هم
[پاسخ]


گل بیز. [ گ ُ ] (نف مرکب ) گل بیزنده . گل افشان . گل ریز. خوشبو. معطر
————————
صراحی . [ ص ُ ] (از ع ، اِ) عربی آن صراحُیّة. قسمی از ظروف شیشه یا بلور با شکمی نه بزرگ و نه کوچک و گلوگاهی تنگ و دراز که در آن شراب یا مسکری دیگر کنند و در مجلسی آرند و از آن در پیاله و جام و قدح ریزند.
————————
مرقع. [ م ُ رَق ْ ق َ ] (ع ص ، اِ) نعت مفعولی از ترقیع. رجوع به ترقیع شود. || اکثر استعمال آن به معنی ژنده است که آن را بر سر ودوش کشند بطور چادر یا ردائی ، و از این شعر حافظ:
در آستین مرقع پیاله پنهان کن
که همچو چشم صراحی زمانه خونریز است
معلوم می شود که به معنی جامه ٔ آستین دار نیز هست که پیوند بسیار داشته باشد بطور ژنده . (آنندراج ). ثوب مرقع؛ جامه ٔ پیوندبست .(مهذب الاسماء). جامه ای که در آن رقعه و وصله بسیار باشد
————————-
[پاسخ]
سروش پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸م, ۱۳۹۰ ۷:۵۰ ب.ظ:
اینجا به نظرم فعل “گرفتی” در معنای “می گیری” استعمال شده. همونطور که ما وقتی یکی مثلا وارد خونه میشه میگیم: اومدی؟
در واقع منظور حافظ اینه که عراق و فارس رو داری می گیری (به خودش میگه)
البته این نظر منه. یکی از زیبایی های کلام حافظ اینه که در مورد یه بیت نظرات متفاوت و گاهی متضاد مطرح میشه که شما وقتی نگاه میکنی میبینی که همش درسته. به نظرم حافظ از عمد این کار رو کرده که دست مخاطب رو توی برداشت آزاد بذاره.
[پاسخ]