FavoriteLoadingافزودن به فهرست اشعار منتخب

غزل ۳۸۷- شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان

شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود بنده من شو و برخور ز همه سیمتنان
کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان
گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

 

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

۱۱ نظر

در صورت تمایل می‌توانید دیدگاه، پیشنهاد و یا مطلب ادبی خود را در زیر وارد نمایید.

دیدگاه‌ها

هو
بعضی گفته اند این غزل اشاره ای به امام حسین و شهدای کربلا دارد بویژه بیت زیر:
باصبا درچمن لاله سحر میگفتم
که شهیدان که اند اینهمه خونین کفنان
این گفته اگر حتمی باشد یا نه این حتمی است که مقصودحافظ از “خونین کفنان” شهیدان راه حق است.
در بیت بعد میگوید که صبا(بادیکه ازکوی یارمیآید)گفت من وتو محرم این راز نیستیم که گلهای سرخ کفن کدام شهیدان است از می ناب ومستی عشق وخوش سخنان حکایت کن
در توضیح مقصود حافظ میتوان گفت که کسی نمیداند که چرادرنظام خلقت خون شهدا ریخته میشود وچه کسانی وافعا شهیدند باتوجه به این جریان باید به عشق وآزادگی روی آورد
فجایع وجنگها و خون ریزیهائی که در جهان صورت میگیرد میتواند نظر ما را از زندگی پست خاکی منصرف وبه ابدیت وورای جهان متمایل سازد

[پاسخ]

نظر منم همینه . از بیت اولم یه جورایی میشه فهمید .

[پاسخ]

این شعر را ایشان در مدح حضرت قمر بنی هاشم سروده اند اکثر شارحان بر این نظر اند و همچنین در رویا نیز به بزرگی فرموده اند یا هو

[پاسخ]

من نمی دانم اینگونه تفاسیر قطعی در مورد اشعار درست هست یا نه
حالا صحت اون به کنار
در ضمن فکر هم نمی کنم آن زمان تشیع اصلا اختراع شده بود
از نظر من این ها همه کج فهمی ماست
والا شعر حافظ در نبودش حرکت میکنه و تفاسیر جدید می سازه مثل بفیه شاعرهای بزرگ
اصلا نیازی به می ، عشق و تفسیر غیر دنیوی هم نداره
این تفاسیر نتیجه ذهن ماست که حافظ را دوست داریم ولی شراب خوردنش برامون سخته
و اصلا حواسمون نیست که این قوانین عربی ۱۴۰۰ ساله وارد شدند ولی
شراب ۴۰۰۰ الی ۵۰۰۰ در ذات ایرانی بوده
راحت باشیم حافظ شاعره ، رنده و نظر بازه

[پاسخ]

واقعا شماها که کامنت گذاشتید شاهکار هستید!
یک سوال داشتم… آنجایی که حافظ صحبت از مغ بچه می کند هم از نظر شما مثلا منظورش دو طفلان مسلم یا علی اصغر و … است؟؟؟

[پاسخ]

احتمال داره تفسیر اینجور باشه.
یه شخصی که داره عبادت خدا رو میکنه توسط شخص دیگری که بسیار از تمامی لحاظ پسندیده هست داره خام میشه که از استادش کمک میخواد و استادش میگه
اینها فقط حرف میزنند و پیمان شکن هستند(اشاره به شیطان)تو راه خدا روبرو که فقط خداست که هدایت میکنه

[پاسخ]

در مورد تفسیر شعر حافظ نمی خوام اظهار نظر کنم ولی باید بگم که کج فهمی ها و یا شاید بهتر باشه بگم “خود را به کج فهمی زدن ها” واقعا غیر قابل تحمله. هرچند به قول مولوی
هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من
هر کسی ممکنه برداشت شخصی خودشو از شعر حافظ داشته باشه. تا اینجا قبول. اما اگر قرار باشه که این برداشت شخصی در مورد حافظ تنها در مسیر دین و مذهب، به ویژه شیعه پرستی کلیت داده بشه، واقعا خنده داره . حافظ رو نمی شه با عینک تعصب دینی خوند. چه بسا خود حافظ هم خیلی وقت ها از شر همین دین و مذهب مجبور به تزویر شده :
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسف چون نیک بنگری همه تزویر می کنند

اگر حافظ حرف دلش را بدون لفافه می زد شاید الان من و شما اینجا کامنت نمی ذاشتیم و شاید حافظ، حافظی که ما اکنون میشناسیم نبود.

من این حروف نوشتم چنانکه که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

اگر به قول شما این شعر در مدح حسین و شهدای کربلا ست، پس در مورد مصرع
بنده من شو و بر خور ز همه سیم تنان
چه می گویید؟ نکنه مولایتان حسین ….
تفسیر این غزل در شرحی که دکتر سیروس شمیسا بر غزلیات حافظ نوشته اند، نیز تقریبا از قلم افتاده. دکتر شمیسا نیز در این مورد تزویر کرده اند.
این را باید بپدیریم که از شعر حافظ بیش از آنکه بوی دین و مذهب و قرآن و …. استشمام شود، بوی ایران به مشام می رسد. هرچند در سرار دیوان حافظ کلمه ای از ایران نیست اما :
این ایران بوده است که از دیرباز تا کنون ریاکاران جامه زهد و تقوا می پوشند و عرصه را بر رندان تنگ نگاه می داشته اند.
این ایران بوده است که از دیر باز هر روز مردم حسرت روزگاران گذشته را داشته و دارند:
” شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد”.
و این ایران بوده که همه می گساری و شادنوشی را دوست می داشته اند اما در اجتماع خود را روی گردان از آن نشان می داده اند. و زندگی خصوصی هر کسی بسیار متفاوت از زندگی اجتماعی او بوده است:
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند پنهان خورید باده که تعزیر می کنند
ناموس عشق و رونق عشاق می برند عیب جوان و سرزنش پیر می کنند

و سرانجام این ایران بوده که شیخ و محتسب برای ریز ترین و شاید طبیعی ترین خواسته های آدمی چوب تکفیر بلند می کرده اند ولی در مقابل، خود با تحمیق توده ها بستر را برای کامرانی خود مهیا می کرده اند.

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

حافظ انسانی خلاق و فوق العاده باهوش بوده که لطیف ترین و زیباترین مفاهیم را در بستری بس لطیف تر و زیبا تر به آرامی و در کمال دقت می نهد و بیننده را به تماشا فرا می خواند. در دوران حافظ اگر جامعه راهی به جز مکاتب خشک مذهبی می یافت چه بسا حافظ اکنون در کسوت یک ریاضی دان بزرگ بود اگر چه مقایسه ای از این دست کاملا غلط است. اما حرف من این است که دوران حافظ هم کم و بیش شبیه دوران ما بوده و حافظ نیز خود انسانی شبیه ما با همه تمایلات، انگیزه ها و هوس ها. امیدوارم که تونسته باشم حرف دلم رو بزنم

[پاسخ]

همیشه اینطور بوده مذهب سعی در مصادره به نفع خودش داره خوش به حال حافظ و انسانهای بزرکی مثل اون که دین برای کسب ابرو دست به دامنشون میشه و سعی میکنه خودش و با اون اسم بزرک موجه نشون بده
وکرنه حافظ استوار به خودش هست نیازی به استمداد از دین نداره

[پاسخ]

سلام
این شعر رو با صدای سالار عقیلی گوش کنید: http://www.mediafire.com/?vnkgmjyxymd

منبع من: http://forum.ikiumechanic.com/showthread.php?tid=637

زیباست :)

[پاسخ]

سلام،چرا باید به هر چیزی یک وصله مذهبی هم بچسبونیم،شعر را بخونید و لذت ببرید وقتی داره میگه:بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری، چه ربطی به عاشورا داره،مطلب شعر چیزه دیگس

[پاسخ]

سلام
تصورم بر این است که شعر در زمینه عاشورا و واقعه کربلا در زمان خواجه شیراز و قبل از او از سده ۴ هجری از حالت تقیه بیرون آمده و یکی از زمینه های شعر پارسی بوده و شاعران برجسته ای چون کسایی مروزی ، سلمان ساوجی ، خواجوی کرمانی ، مولانا جلال الدین بلخی و … در این زمینه هنر نمایی کرده اند . پس نیازی نبوده که اینگونه در کنایه و ایهام از واقعه کربلا سخن گفته شود . غزل دیگری از حافظ با مطلع : زان یار دلنوازم شکریست با شکایت نیز گفته شده در این باب است که به نظر نباید اینگونه باشد . شعر حافظ متعلق به همه بشر و همه اعصار است و حتی گوته شاعر بزرگ آلمانی اورا الهام بخش شعر خود خوانده است .

[پاسخ]

دیدگاه‌تان را بنویسید:

(لازم)

(لازم)


به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.