<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: غزل ۰۰۳- اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را</title>
	<atom:link href="http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-3/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-3/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 01:49:42 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1-alpha</generator>
	<item>
		<title>با: babak</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-3/#comment-1728</link>
		<dc:creator>babak</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=557#comment-1728</guid>
		<description>با تشکر از زحمات شما
در متن شعر در بیت ۱۲ خوبان پارسی گو آمده و در معنی و توضیحات ترکان پارسی گو ، کدام درست است. خوبان خواندن و ترکان معنی کردن به نظرتان ناهماهنگ نیست؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با تشکر از زحمات شما<br />
در متن شعر در بیت ۱۲ خوبان پارسی گو آمده و در معنی و توضیحات ترکان پارسی گو ، کدام درست است. خوبان خواندن و ترکان معنی کردن به نظرتان ناهماهنگ نیست؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پیمان</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-3/#comment-1727</link>
		<dc:creator>پیمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=557#comment-1727</guid>
		<description>منظور حافظ از این بیت ، سید علی محمد باب است که در شیراز ظهور کرد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منظور حافظ از این بیت ، سید علی محمد باب است که در شیراز ظهور کرد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-3/#comment-1725</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=557#comment-1725</guid>
		<description>اگر آن کرد گروسی به دست آرددل مارا /بدو بخشم سر وجان وتن وپارا/جوانمردی به آن باشد که ملک خویشتن بخشی/نه چون حافظ که می بخشد سمر قند وبخارارا.    فدای نفس قدسی حافظ که امروز چراغ ادب ما از برکت وجود این دو نادره ی شیراز روشن است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگر آن کرد گروسی به دست آرددل مارا /بدو بخشم سر وجان وتن وپارا/جوانمردی به آن باشد که ملک خویشتن بخشی/نه چون حافظ که می بخشد سمر قند وبخارارا.    فدای نفس قدسی حافظ که امروز چراغ ادب ما از برکت وجود این دو نادره ی شیراز روشن است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بهروز</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-3/#comment-1724</link>
		<dc:creator>بهروز</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=557#comment-1724</guid>
		<description>ما درتاریخ جغرافیای واقعی ای بنام ترکستان نداریم(هرچند ترک تباران پان ترکیست گاهی این آهنگ بد آوازرا زمزمه میکنند). بخارا وسمرقند ازشهرهای بزرگ حوزۀ تمدنی ایران قدیم یا ایران فرهنگی وزاد گاه اصیل ترین فارسی زبانان جهان میباشند. درتواریخ به آن مناطقی که شما ترکستان نام بردید، ورارودان وبعدازمعمول گردیدن فرهنگ عربی به آن منطقه میگویند: ماوراء النهر. یعنی ماورای دریای آمو یا دریای پنج ویا هم جیحون نیزگفته اند ومنظورهمین دریای بزرگی است که ازجهیل زرگول درپامیرسلسله هندوکش ازپنج نهرکوچک سرچشمه گرفته و افغانستان امروزی را ازکشورتاجیکستان، ازبکستان وترکمنستان جدا میکند وبعد با یکجا گردیدن به دریای مرغاب که ازسلسله کوه های فاریاب وبادغیس استانهای شمال غربی افغانستان منشا میگیرد، دوباره وارد خاک ترکمنستان گردیده ودرجهیل ارال تخلیه میگردد. وازدوران اسماعیل سامانی به بعد گاهی با افغانستان وقسمتی ازایران کنونی بنام خراسان ودردوران پیش ازشوروی هم بنام امارت بخارا مشهور بود. بناءً شما مانند حافظ بزرگوارکه سخاوتمندانه آن دو شهرتاریخی را به یک خال هندوی زیباروی شیرازی می بخشید، شما آن قلمروتاریخی را به ترکستان لطفاً نه بخشید. جنجالهای دیگرتاریخی ما کم است که حالا میخواهید یک جنجال جدید برایمان خلق کنید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ما درتاریخ جغرافیای واقعی ای بنام ترکستان نداریم(هرچند ترک تباران پان ترکیست گاهی این آهنگ بد آوازرا زمزمه میکنند). بخارا وسمرقند ازشهرهای بزرگ حوزۀ تمدنی ایران قدیم یا ایران فرهنگی وزاد گاه اصیل ترین فارسی زبانان جهان میباشند. درتواریخ به آن مناطقی که شما ترکستان نام بردید، ورارودان وبعدازمعمول گردیدن فرهنگ عربی به آن منطقه میگویند: ماوراء النهر. یعنی ماورای دریای آمو یا دریای پنج ویا هم جیحون نیزگفته اند ومنظورهمین دریای بزرگی است که ازجهیل زرگول درپامیرسلسله هندوکش ازپنج نهرکوچک سرچشمه گرفته و افغانستان امروزی را ازکشورتاجیکستان، ازبکستان وترکمنستان جدا میکند وبعد با یکجا گردیدن به دریای مرغاب که ازسلسله کوه های فاریاب وبادغیس استانهای شمال غربی افغانستان منشا میگیرد، دوباره وارد خاک ترکمنستان گردیده ودرجهیل ارال تخلیه میگردد. وازدوران اسماعیل سامانی به بعد گاهی با افغانستان وقسمتی ازایران کنونی بنام خراسان ودردوران پیش ازشوروی هم بنام امارت بخارا مشهور بود. بناءً شما مانند حافظ بزرگوارکه سخاوتمندانه آن دو شهرتاریخی را به یک خال هندوی زیباروی شیرازی می بخشید، شما آن قلمروتاریخی را به ترکستان لطفاً نه بخشید. جنجالهای دیگرتاریخی ما کم است که حالا میخواهید یک جنجال جدید برایمان خلق کنید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: nadaram</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-3/#comment-1723</link>
		<dc:creator>nadaram</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=557#comment-1723</guid>
		<description>خال در اصطلاح صوفیان اشاره به نقطه وحدت است.
در گذشته داشتن خالی بر بدن نشانه اصالت بوده است مثل خال هاشمی که در خاندان پیامبر معروف است و خانواده ی کیان به داشتن خال سیاهی بر بازو شناخته می شد و خاندان آل مظفرنیز خالی بر چهره داشته اند که احتمالا حافظ اشاره به این خال نیز می توانسته داشته باشد.

معنی عرفانی:

اگر آن جذبه های الهی دل و قلب مرا تسخیر نماید مسلما دل من به وحدت می رسد و من برای رسیدن به این وحدت حاضرم که تمام لذت ها و هوسهای دنیایی را رها کنم و پشت پا به هر چیز بزنم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خال در اصطلاح صوفیان اشاره به نقطه وحدت است.<br />
در گذشته داشتن خالی بر بدن نشانه اصالت بوده است مثل خال هاشمی که در خاندان پیامبر معروف است و خانواده ی کیان به داشتن خال سیاهی بر بازو شناخته می شد و خاندان آل مظفرنیز خالی بر چهره داشته اند که احتمالا حافظ اشاره به این خال نیز می توانسته داشته باشد.</p>
<p>معنی عرفانی:</p>
<p>اگر آن جذبه های الهی دل و قلب مرا تسخیر نماید مسلما دل من به وحدت می رسد و من برای رسیدن به این وحدت حاضرم که تمام لذت ها و هوسهای دنیایی را رها کنم و پشت پا به هر چیز بزنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بامداد امید</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-3/#comment-1722</link>
		<dc:creator>بامداد امید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=557#comment-1722</guid>
		<description>با سلام
من حافظ خواننیستم اما هر وقت با بیت اول این غزل رو در رو می شوم برایم این سوال پیش می آید که چرا حافظ نگفته است :
اگر بدست آرم دل آن ترک شیرازی را
به جای اینکه بگوید
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا
چون کمی تناقض می بینم اگر آن ترک شیرازی خیلی مهم است بنابراین باید به دست آوردن دل او سخت باشد و گرنه بدست آوردن دل حافظ که نباید برای آن ترک شیرازی سخت باشد مگر اینکه حافظ بخواهد طاقچه بالا بیندازد و برای خودش کلاس بگذارد  ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
من حافظ خواننیستم اما هر وقت با بیت اول این غزل رو در رو می شوم برایم این سوال پیش می آید که چرا حافظ نگفته است :<br />
اگر بدست آرم دل آن ترک شیرازی را<br />
به جای اینکه بگوید<br />
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا<br />
چون کمی تناقض می بینم اگر آن ترک شیرازی خیلی مهم است بنابراین باید به دست آوردن دل او سخت باشد و گرنه بدست آوردن دل حافظ که نباید برای آن ترک شیرازی سخت باشد مگر اینکه حافظ بخواهد طاقچه بالا بیندازد و برای خودش کلاس بگذارد  &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ali abiri</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-3/#comment-1721</link>
		<dc:creator>ali abiri</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=557#comment-1721</guid>
		<description>صائب در جواب حافظ:
اگران ترک شیرازی به دست ارد دل ما را
به خال هندویش بخشم تن و دست و سر و پ ارا
شهریاردرجواب صائب:
تن و دست و سر  و پا را به خاک گور میبخشند
به خال هندویش بخشم تمام روح واجزا را</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>صائب در جواب حافظ:<br />
اگران ترک شیرازی به دست ارد دل ما را<br />
به خال هندویش بخشم تن و دست و سر و پ ارا<br />
شهریاردرجواب صائب:<br />
تن و دست و سر  و پا را به خاک گور میبخشند<br />
به خال هندویش بخشم تمام روح واجزا را</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ابراهیمی</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-3/#comment-1718</link>
		<dc:creator>ابراهیمی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=557#comment-1718</guid>
		<description>من ار  بخشم ز ملک خویش می بخشم
نه چو حافظ که می بخشد سمرقندوبخارا را</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من ار  بخشم ز ملک خویش می بخشم<br />
نه چو حافظ که می بخشد سمرقندوبخارا را</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فرشاد</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-3/#comment-1717</link>
		<dc:creator>فرشاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=557#comment-1717</guid>
		<description>حافظ وصف ناشدنی است</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حافظ وصف ناشدنی است</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سعید</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/sharh-heravi/ghazal-3/#comment-1716</link>
		<dc:creator>سعید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=557#comment-1716</guid>
		<description>اگر آن دلبر شیرین سرکانی بدست آرد دل مارا
به تار زلف او بخشم هزاران سرو رعنا را!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگر آن دلبر شیرین سرکانی بدست آرد دل مارا<br />
به تار زلف او بخشم هزاران سرو رعنا را!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
