FavoriteLoadingافزودن به فهرست اشعار منتخب

غزل ۲۱۲- یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب رجعتی می‌خواستم لیکن طلاق افتاده بود
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود
ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود
ای معبر مژده‌ای فرما که دوشم آفتاب در شکرخواب صبوحی هم وثاق افتاده بود
نقش می‌بستم که گیرم گوشه‌ای زان چشم مست طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود
گر نکردی نصرت دین شاه یحیی از کرم کار ملک و دین ز نظم و اتساق افتاده بود
حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می‌نوشت طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود

 

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

یک نظر

در صورت تمایل می‌توانید دیدگاه، پیشنهاد و یا مطلب ادبی خود را در زیر وارد نمایید.

دیدگاه‌ها

کار گران‌سنگ جناب استاد گرمارودی را می‌ستایم و مراتب امتنان خویش را به‌جهت بهره‌هایی که از خوانش‌شان برده‌ام به پیش‌گاه مبارکشان عرضه می‌دارم.
اما در بیت پنجم این غزل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌:
ظاهراً ضبط واژه وثاق به ضمّ اول صحیح است که در متون فارسی در معنی اتاق به کار رفته است ولی آقای گرمارودی وثاق را به کسر اول قرائت فرموده‌اند که گویا معنای دیگری از آن در نظرشان بوده است. از آن‌جائی که با توجه به مفهوم بیت هر معنائی به‌غیر از اتاق برای کلمه وُثاق به نظرم بی‌وجه می‌آید خواستم لطف نموده این ابهام بنده را رفع فرمایند.

[پاسخ]

دیدگاه‌تان را بنویسید:

(لازم)

(لازم)


به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.