غزل ۲۰۷- یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
| یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود | دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود |
| راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک | بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود |
| دل چو از پیر خرد نقل معانی میکرد | عشق میگفت به شرح آن چه بر او مشکل بود |
| آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است | آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود |
| در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز | چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود |
| دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم | خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود |
| بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق | مفتی عقل در این مسله لایعقل بود |
| راستی خاتم فیروزه بواسحاقی | خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود |
| دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ | که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود |
شرح بسیار زیبای دکتر جعفر محجوب بر این غزل را در زیر میتوانید بشنوید. (حدود ۲۲ دقیقه)
Popularity: 4% [?]
در صورت تمایل میتوانید دیدگاه، پیشنهاد و یا مطلب ادبی خود را در زیر وارد نمایید.
دیدگاهها
ممنون از این که این غزل بسیار زیبارا باتفسیر استاد آ ورده اید.این گونه تفسیر ها هم عواطف انسان راتلطیف می کندوهم به قرایت صحیح غزل کمک میکند. دست مریزاد.
سلام و درود بی پایان بر شما در سایتهای موجود در مورد حافظ این سایت را من بهترین میدانم همچنین تشکر خاصی از قسمت تشریح اشعار دارم و اگر امکان ان باشد هر تشریح دیگر میباشد ایمیل فرمایید قبلا از محبت شما تشکر میکنم
سلام
ما تشنه ی غزلیات حافظ و شرح های اساتیدی چون استاد محجوب هستیم.
خواهش می کنم شرح غزل ها را تکمیل کنید.
یا علی…
با سلام
امروز به صورت اتفاقی از اینجا سر در آوردم و الان اینقدر خوشحال و خرسندم که در پوستم نمی گنجم.
آدرس سایت زیبای حافظ رو برای تمام دوستانم به خصوص انهایی که خارج از ایران هستند فرستادم و شک ندارم آنها هم از امکانات خوب این این سایت که برازنده نام حافظ است شگفت زده می شوند.
به همگی این عزیزان دست مریزاد و خداقوت می گم:
مانی رضوی زاده
امیر حسین جدیدی نژاد
نسرین تاجیک
ناهید هاشمی
ضحی
سوگند
سمانه گودرزی
مژده فرهادی
محمد رضا علما
شاد و پیروز باشید
مرحوم استاد محجوب رابطه ی سوسن و گل راتوضیح نفرمودند.
عرض میشود درسر زبانهای سوسن گرده ی زرد رنگی هست که شبیه آن در دل حقه ی گل میباشد .آنچه بر زبان اوست دردل طرف هم هست.
خواجه در غزلی دیگر میفرماید:احوال گنج قارون کایام داد بر باد
در گوش گل فرو خوان تا “زر” نهان ندارد
بهترین کار ممکنی که می توانید انجام دهید و از آغافل هستید نوشتن معانی در زیر هر کدام از غزلیات می باشد.
اگه اینکارو بکنید محشره
کوششتان بسیار ستودنی است. یاد استاد محجوب گرامی باد.
دست مریزاد که چو در راه خرد گام برمیدارید قدمتنان استوار.
در پاسخ به حسین همره :
مطلبى که شما به آن اشاره کردید ظاهرا درست به نظر میرسد اما ربطى به این بیت ندارد. گل – گل سرخ – گلبرگ هاى تو در تو دارد انگار که لب فرو بسته است… حال آنکه سوسن در ادب ما به گویا بودن و زبان داشتن شهره است و حافظ نیز در این بیت همین را میگوید و تصویر لب فرو بسته ى گل و زبان سوسن را در برابر هم قرار داده است و نه بیشتر .
انتقاد شما از زنده یاد محجوب بى ربط است و بهتر است اصلا یقه ى خود حافظ را بگیرید که چرا در این بیت از گرده و زر و رنگ زرد حرفى به میان نیاورده تا شما نیازى به خلط مبحث و آوردن مثال از شعرى دیگر – آن هم تنها به خاطر اظهار معلومات – نداشته باشید !
ضمنا دوست عزیز این که نوشته اید : ” آنچه بر زبان اوست در دل طرف هم هست ” جمله ى سستى است . نه ؟
نکته ای که آقای حسین همره توضیح داده اند بسیار جالب و بدیع است و انصافا ً عمق و ظرافت معنای این بیت را بمراتب فراتر از شرح زنده یاد محجوب روشن میکند. متاسفانه واکنش کودکانه و بی ادبانه ای که شخصی نسبت به آن ابرازکرده نمونۀ زشتی است از “خلقیات ما ایرانیان”. وجدان من گواه است که هیچ کدام از آقایان را نمی شناسم
احساسات مثبتی که نسبت به این سایت ابراز میشود شایستۀ کار ارزندۀ شماست ولی پیشنهاد میکنم از درج آنها چشم پوشی کنید چون مفید فایده ای نیست، چه بسا افراد بیشتری از اهل پژوهش ترغیب شوند یافته های خود را در اینجا مطرح کنند و به غنای سایت بیفزایند
من هم مثل خانم یا آقای پویا معتقدم که “پا در گل” (و اصولا ً سایرخطاهای آشکارشدۀ نسخۀ قزوینی) را به مروراصلاح کنید. در این مورد زنده یاد خانلری متذکر شده اند که از میان هشت نسخۀ مرجع ایشان فقط در نسخۀ قزوینی “پا درگل” آمده است
چقدر باید ممنون باشم از دوست نادیده ام پیس که این سایت را به من میل زد و مرا آگاه کردو نمی دانم جای بحثش است یا نه ولی دوست دارم یکی از اساتید کمکم کند. هر وقت حافظ می خوانم بشدت اشک می ریزم. همین الان هم مجددا اتفاق افتاد تا حدی که مجبور می شوم کتاب را ببندم یا چشمم را از روی کلمات بردارم. واگرنه مثلا سر کار از زمان استراحت دیگران شاهد اشک دیختنم خواهند بود. نمی دانم چه رازی در بین کلمات و بخصوص آهنگ شهر این مرد بزرگ وجود دارد. آیا کسی می تواند راهنمایی ام کند که چرا؟


درود دوستان گرامی
نکته ای دیدم خواستم یادآور شوم
در شرح استاد محجوب بیت ششم، به جای پا در گل که شما نوشته اید
استد سر در گل آورده اند و دلایل خوبی هم دارند که خرد پذیر تر می نماید.
خواهشمند است تصحیح بفرمایید.