غزل ۰۰۲- صلاح کار کجا و من خراب کجا

۱

صلاح کار کجا و من خراب کجا

ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا

۲

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس

کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

۳

چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را

سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

۴

ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد

چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا

۵

چو کحل بینش ما خاک آستان شماست

کجا رویم بفرما از این جناب کجا

۶

مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است

کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا

۷

بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال

خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا

۸

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست

قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا

وزن‌غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

۱ مصلحت اندیشی در کار و زندگی کجا و من خراب بی سامان کجا؛ ببین میان این دو راه و روش چقدرفاصله وجود دارد.

واو در مصراع اول افاده معنی دوری و ناسازگاری می‌کند. یعنی من با صلاح کار فاصله دارم. غیاث‌الغات این واو را واو استعباد نامیده است.

خراب: فاسد و گناهکار و گاهی آن را در معنی مست و لایعقل آورده است.

می‌گوید مصلحت اندیشی در کارهای زندگی نیاز به حزم و دوراندیشی دارد و من که رند و بی پروا هستم، از صلاح اندیشی به دورم. میان روش زندگی من با مصلحت اندیشی فاصله بسیار است.

۲ از خانقاه و خرقه نیرنگ و ریا دلگیر شدم؛ دیر مغان و شراب ناب کجاست.

صومعه: در اصل عبادتگاه عیسویان است که در بالای کوه و تپه واقع شده باشد. معادل دیر؛ و سپس در ادبیات فارسی در معنی خانقاه آمده است و در بیت مراد همین معنی اخیر است. برای خود کلمه دیر نیز چنین خلط و اشتباهی پیش آمده است. چنانکه غالباً به عنوان معبد زردشتیان به صورت دیر مغان می‌آید، حال آنکه دیر اصلاً معبد نصاری است.

سالوس: چرب زبان؛ چرب زبانی، ریاکاری

و معنی اینکه از خانقاه و پوشیدن خرقه‌ای که با ریا و نیرنگ ملازمه دارد ملول شدم. معبد مغان زردشتی و شراب ناب کجاست.

همچنانکه صومعه با خرقه تزویر ملازمه دارد؛ دیر مغان نیز با شراب ملازمه دارد. زیرا رسم زردشتیان است که در معابد خود شراب بریزند و بنوشند و مغان و موبدان مباشر امرند.

۳ تقوی و پرهیزگاری با عوالم بی پروایی چه مشابهتی دارد؛ شنیدن واعظ کجا و شنیدن آوای رباب کجا.

کلمه رند در حافظ بسیار آمده و می‌توان گفت که از کلمات کلیدی است. مجموعاً باید گفت رند را به کسی اطلاق میکنند که زیرک، لاابالی، بی قید به آداب و رسوم عمومی و اجتماعی باشد. کسی که بی‌توجه به جو ومحیط حداکثر بهره را از حیات گذرا برگیرد.

سماع: « در لغت به معنی شنیدن است. چنانکه گویند سماع حدیث، سماع قرآن. اما در اصطلاح صوفیه عبارتست از آواز خوش و آهنگ دل انگیز و بطور مطلق قول و غزل . آنچه ما امروز از آن به موسیقی تعبیر می‌کنیم.»[۱] شاعر با توجه به دو معنی مذکور کلمه سماع را طوری به کاربرده که طنزی در بر دارد. یعنی از سماع وعظ ما را به یاد معنی دیگر سماع که موسیقی است می‌اندازد و بلافاصله نغمه رباب

را می‌آورد و به آن سو توجه میدهد.

نغمه: صدای خوش، لحن یا آواز.

رَباب: در تداول رُباب، سازی است رشته ای که با کمانه (آرشه) تواخته میشود و یکی از انواع آن کمانچه است. صورت تکامل یافته آن ویلن امروزی است.

خلاصه معنی بیت این که عوالم رندی و بی پروایی با عوالم تقوی و پرهیزگاری قابل تلفیق نیست و نسبت این دو به یکدیگر مثل نسبت شنیدن موعظه است با شنیدن موسیقی.

۴ دل دشمنان از روی دوست چه درک میکند؛ میان چراغ مرده و شمع درخشان آفتاب فرق بسیار است.

می‌گوید دل دشمن بر اثر کینه تیره است، نمی‌تواند از روی درخشان دوست چیزی درک کند و به فیضی برسد. قیاس میان این دو، مثل قیاس میان چراغ خاموش و شمع روشن آفتاب است – دل دشمن شمع مرده و روی دوست آفتاب درخشان است.

۵ وقتی خاک آستان در خانه شما سرمه چشم ماست؛ بفرمایید از این آستان کجا برویم.

کحل: کوبیده سنگ سیاه رنگی است که برای تقویت به چشم می‌کشیده‌اند. سرمه.

بینش: رویت و در بیت به معنای چشم آمده است.

جناب: درگاه ، آستان.

می‌‌گوید وقتی خاک آستان در خانه شما برای ما خاصیت سرمه را دارد و سبب تقویت بینایی ما می‌شود، از در خانه شما به کحا برویم. ناگزیر سر بر آستانه در خانه شما می‌گذاریم تا آن خاک در چشم ما برود.

۶ به سیب زنخدان نگاه مکن و مراقب باش که در این راه چاه وجود دارد؛ ای دل من با این شتاب کجا می‌روی.

زنخدان یا زنخ: چانه: سیب زنخدان: چانه‌ی زیبا مثل سیب. چاه زنخدان: گودی میان لب زیرین و چانه.

تکرار کجا در مصراع دوم برای اظهار شگفتی است.

می‌گوید وقتی به سوی سیب زنخدان معشوق می‌روی توجه داشته باش در چاه زنخدان نیفتی؛ و مقصود اینکه هنگامی که متوجه زیبایی معشوق هستی از آفات و گرفتاری‌های راه عشق غافل مباش.

۷ روزگار وصال، که آرزو دارم همیشه به خوبی از او یاد شود، گذشت. آن ناز و کرشمه معشوق و آن عتاب و تندی کجاست.

می‌گوید روزگار وصال که ذکر خیرش برقرار بماند، گذشت؛ آن عوالم که گاهی ناز و کرشمه و گاهی برخورد و تندی میان ما و محبوب بود، کجا رفت.

سودی تذکر اکید داده که «یاد» بدون اضافه به «خوش» خوانده شود و در این صورت معنی این می‌شود که یاد بر روزگار وصال خوش باد، که معنی درستی ندارد. اما «یادِ خوشش باد» را ذکر خیرش برقرار باد معنی میکنیم.

۸ ای دوست آرام و خواب از حافظ توقع مدار؛ قرار چیست، صبر و تحمل چه چیز است و خواب کجاست.

و بدین ترتیب غزل که با اظهار بی پروایی نسبت به صلاح کارِمن خراب آغاز می‌شود، در سرگشتگی و بی‌قراری پایان می‌پذیرد.

 

—————————————————————————–

[۱] . رجایی … فرهنگ اشعار حافظ … ص ۱۷۹٫

۱۷ نظر

در صورت تمایل می‌توانید دیدگاه، پیشنهاد و یا مطلب ادبی خود را در زیر وارد نمایید.

دیدگاه‌ها

سلام با تشکر از زحمات شما عزیزان چنانچه می شد معنای برخی از کلمات بکار رفته در ابیات را مشاهده نمود تفسیر اشعار و حتی خواندن ابیات با سهولت بیشتری انجام می گرفت

خیلی ممنون

کار فرهنگی بسیار فوق العاده ای رو شروع کردین انشااله که موفق بشین من وقت کافی برای کمک کردن بهتون ندارم ولی میتونین یک جاهایی رو من حساب کنید
راستی سال جدید رو پیشاپیش بهتون تبریک میگم

ba salam az in kar e besiar ali va zibaton be nam ik irani dar ghorbat nahaiat tashakor va ghadr dani ra daram , moafagh bashid . sorusch

Thanks for a very high professional work.but as you said you can click twice to get the synonym of the words ,actully it is impossible.also to find out the voice by clicking on the voice again it is impossilbe.please help me though this issues.
Regards
soheila

تشکر خیلی عالی کار کردید خدمت تان قابل قدر است.

بشیر از افغانستان

salam
mamnoon az zahamatetoon
vaghean sedaye ishoon ke sheraro mikhoonan besyar aramesh bakhshe man ke lezat bordam
movafagh va pirooz bashid

بی نظیر!!!

شیرین بود مثل حافظ.ممنون

سلام
دستتون درد نکنه، خیلی زحمت کشیدن

عالی بود.
متشکر و خسته نباشین.

[...] شرح این غزل در سایت حافظ مستانه [...]

salam khili bahal bood vagheean mamnoon

ممنون!عالی بود

با شنیدن صدای استاد محجوب به چهل سال قبل باز گشتم زمانی که من سراپا شوق بودم برای شنیدن وایشان سراپا شور برای گفتن
یاد باد ان روزگاران یاد باد

دست مریزاد. خدایتان مددرسان که بیش از پیش در همگانی کردن ادب پارسی استوار باشید.

کاربسیار ارزشمندی انجام شده آرزوی توفیق برای شما دارم .

دیدگاه‌تان را بنویسید:

(لازم)

(لازم)


به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.