غزل ۰۱۸- ساقیا آمدن عید مبارک بادت
| ساقیا آمدن عید مبارک بادت | وان مواعید که کردی مرواد از یادت |
| در شگفتم که در این مدت ایام فراق | برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت |
| برسان بندگی دختر رز گو به درآی | که دم و همت ما کرد ز بند آزادت |
| شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست | جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت |
| شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت | بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت |
| چشم بد دور کز آن تفرقهات بازآورد | طالع نامور و دولت مادرزادت |
| حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح | ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت |
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
Popularity: 2% [?]
در صورت تمایل میتوانید دیدگاه، پیشنهاد و یا مطلب ادبی خود را در زیر وارد نمایید.


اشعار حضرت عشق تنها مسکنی است که رشته های اعصابم را در هم میبافد واز آن سبدی میسازد تالحظه لحظه ها را در آن ریزم و به دیوار ذهن بیاویزم واین زمان فرصتی است برای درک بهتر محتویات سبد.