<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: غزل ۱۴۵- چه مستیست ندانم که رو به ما آورد</title>
	<atom:link href="http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-145/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-145/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Tue, 07 Feb 2012 11:23:58 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: احمد</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-145/#comment-4528</link>
		<dc:creator>احمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=411#comment-4528</guid>
		<description>اینگونه تعبیر کردن ها و معنی کردن های غزلیات حافظ مانند بیت فوق هم جفا به حافظ و هم به ابراهیم پیامبر و دیگران است. چه کسی است  نداند ابراهیم چقدر نزد خدا عزیز بود و چقدر از وی در قرآن به نیکی یاد شده است. علمای شیعه  و اساسا شیعیگری برای رونق بارگاه و دم و دستگاه خود چنین تحریف هایی را خلق می کنند. اینگونه تعبیرها سخیفانه است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اینگونه تعبیر کردن ها و معنی کردن های غزلیات حافظ مانند بیت فوق هم جفا به حافظ و هم به ابراهیم پیامبر و دیگران است. چه کسی است  نداند ابراهیم چقدر نزد خدا عزیز بود و چقدر از وی در قرآن به نیکی یاد شده است. علمای شیعه  و اساسا شیعیگری برای رونق بارگاه و دم و دستگاه خود چنین تحریف هایی را خلق می کنند. اینگونه تعبیرها سخیفانه است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: hassan</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-145/#comment-3120</link>
		<dc:creator>hassan</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=411#comment-3120</guid>
		<description>می‌گویند دو ادیب فاضل که عمر خود را در بحث و درس و مطالعه و مکاشفه سپری کرده بودند، روزی اندر مقصود حضرت حافظ از این بیت:

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد

با یکدیگر گفتگو می‌کردند و در نهایت برداشت آنها از این بیت آن شد که منظور خواجه شیراز از پیر مغان همانا حضرت مولا علی علیه السلام بوده و منظور از شیخ همانا حضرت آدم ابوالبشر علیه السلام. بدین ترتیب حضرت حافظ خواسته است به آدم ابوالبشر بگوید که از آن‌رو مرید مولا علی است که آدم در بهشت وعده داد که به سراغ میوه ممنوعه (گندم) نرود ولی رفت اما مولا علی در تمام عمر خود هیچگاه از نان گندم تناول نکرد و همواره نان جوین می‌خورد.
القصه چندی بگذشت و یکی از آن دو ادیب رخ در نقاب خاک کشید. مدتی بعد شبی به خواب دوستش آمد و گفت که در عالم برزخ حضرت حافظ را ملاقات کرده و منظورش از بیت مذکور را جویا شده است. و لسان‌الغیب در پاسخ گفته که تفسیر آنان از این بیت ناصواب بوده است و سپس به بیان مقصود خود پرداخته بود که:
مراد از پیر مغان همانا سیدالشهدا امام حسین علیه السلام است و شیخ همانا حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام. چرا که ابراهیم به خداوند وعده داد که اسماعیلش را قربانی کند و امام حسین نه‌ تنها فرزندانش را به قربانگاه برد، که خود را نیز قربانی نمود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>می‌گویند دو ادیب فاضل که عمر خود را در بحث و درس و مطالعه و مکاشفه سپری کرده بودند، روزی اندر مقصود حضرت حافظ از این بیت:</p>
<p>مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ<br />
چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد</p>
<p>با یکدیگر گفتگو می‌کردند و در نهایت برداشت آنها از این بیت آن شد که منظور خواجه شیراز از پیر مغان همانا حضرت مولا علی علیه السلام بوده و منظور از شیخ همانا حضرت آدم ابوالبشر علیه السلام. بدین ترتیب حضرت حافظ خواسته است به آدم ابوالبشر بگوید که از آن‌رو مرید مولا علی است که آدم در بهشت وعده داد که به سراغ میوه ممنوعه (گندم) نرود ولی رفت اما مولا علی در تمام عمر خود هیچگاه از نان گندم تناول نکرد و همواره نان جوین می‌خورد.<br />
القصه چندی بگذشت و یکی از آن دو ادیب رخ در نقاب خاک کشید. مدتی بعد شبی به خواب دوستش آمد و گفت که در عالم برزخ حضرت حافظ را ملاقات کرده و منظورش از بیت مذکور را جویا شده است. و لسان‌الغیب در پاسخ گفته که تفسیر آنان از این بیت ناصواب بوده است و سپس به بیان مقصود خود پرداخته بود که:<br />
مراد از پیر مغان همانا سیدالشهدا امام حسین علیه السلام است و شیخ همانا حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام. چرا که ابراهیم به خداوند وعده داد که اسماعیلش را قربانی کند و امام حسین نه‌ تنها فرزندانش را به قربانگاه برد، که خود را نیز قربانی نمود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بهروز</title>
		<link>http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-145/#comment-1374</link>
		<dc:creator>بهروز</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hafez.mastaneh.ir/?p=411#comment-1374</guid>
		<description>سلامو درود بی پایان مرا بپذیرید

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد/گاهی شنیدهام معنی این بیت اینگونه است .مرید پیرمغان (حضرت علی ع)هستم ازمن نرنج ای شیخ(حضرت ادم)-زیرا تو قول دادی که گندم نخوری اما او انرا عملی کرد و فقط نان جو میخورد.نظر دوستان اهل معرفت را در این مورد جویا هستم.متشکرم از شیراز</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلامو درود بی پایان مرا بپذیرید</p>
<p>مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد/گاهی شنیدهام معنی این بیت اینگونه است .مرید پیرمغان (حضرت علی ع)هستم ازمن نرنج ای شیخ(حضرت ادم)-زیرا تو قول دادی که گندم نخوری اما او انرا عملی کرد و فقط نان جو میخورد.نظر دوستان اهل معرفت را در این مورد جویا هستم.متشکرم از شیراز</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

