غزل ۰۱۱- ساقی به نور باده برافروز جام ما

ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما
چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما
ای باد اگر به گلشن احباب بگذری زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما
گو نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما
مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است زان رو سپرده‌اند به مستی زمام ما
ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست نان حلال شیخ ز آب حرام ما
حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌فشان باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
دریای اخضر فلک و کشتی هلال هستند غرق نعمت حاجی قوام ما

 

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Popularity: 2% [?]

۴ نظر

در صورت تمایل می‌توانید دیدگاه، پیشنهاد و یا مطلب ادبی خود را در زیر وارد نمایید.

دیدگاه‌ها

واقعا خوشحالم از اینکه این سایت را یافتم… آماده همکاری هم هستم ولی متاسفانه در بخش دعوت به همکاری جایی برای کمک نمانده بود.
لطفا موردی بود که بتوانم به من توسط آدرس پست الکترونیکی یادآوری نمایید.

چرا غزل ساقی بنور باده …. معنی و تفسیر نداره

عاشق سایتتان شدم.ممنون از تمامی گردانندگان سایت.

خدا قوت.

دیدگاه‌تان را بنویسید:

(لازم)

(لازم)


به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.