
افزودن به فهرست اشعار منتخب
غزل ۱۰۲- دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد
| دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد | من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد |
| کارم بدان رسید که همراز خود کنم | هر شام برق لامع و هر بامداد باد |
| در چین طره تو دل بی حفاظ من | هرگز نگفت مسکن مالوف یاد باد |
| امروز قدر پند عزیزان شناختم | یا رب روان ناصح ما از تو شاد باد |
| خون شد دلم به یاد تو هر گه که در چمن | بند قبای غنچه گل میگشاد باد |
| از دست رفته بود وجود ضعیف من | صبحم به بوی وصل تو جان بازداد باد |
| حافظ نهاد نیک تو کامت برآورد | جانها فدای مردم نیکونهاد باد |
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
در صورت تمایل میتوانید دیدگاه، پیشنهاد و یا مطلب ادبی خود را در زیر وارد نمایید.


من این غزل را به زبان انگلیسى ترجمه کرده ام. مىتوانید آن را در وب سایت من پیدا کردن
http://poemsintranslation.blogspot.com/2009/09/hafiz-ghazal-98-from-persian.html
امیدم اینست که از آن خوشتان بیاید
-A.Z. Foreman
[پاسخ]