شرح هروی

غزل ۰۰۱- الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

۱

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

۲

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید

ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

۳

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم

جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

۴

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید

که سالک بی‌خبر نبود [...]

۴۹ دیدگاه